" وقتی تنهایی می تازد!

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما


جهت سفارش تبلیغات با شماره در تماس باشید (ماهانه تنها....... تومان با بازدهی عالی)

ثبت تبلیغات لینکی در سایت تنها با ...... تومان در ماه


دلم به شدت نوشتن و حرف زدن با یه نفر می خواد. یعنی حتی اگه تا صبح هم حرف بزنم دلم آروم نمی شه. اگه فکر می کنین این پستای پشت سر هم حوصله تون رو سر می بره این پست رو نخونین.


آقا جون خیلی وقته که رو تخت خوابیده و نمیتونه درست حرکت کنه. از وقتی هم که از بیمارستان مرخص شده هم بهونه گیر شده هم این که حرکتش مشکل تر شده. یادمه به دکترم گفتم: « اگه آقاجون بمیره من داغون می شم اما دلم می خواد آقاجون بمیره! »

راستش واقعا دلم نمی خواد آقاجون بمیره. آقاجون برای من بیش از یه پدربزرگه. من بهترین و قشنگ ترین خاطرات رو با آقاجون دارم. خیلی چیزها ازش یاد گرفتم و نقش مهمی توی تربیتم داره.  اما این که می بینم آقاجون اینطوری اذیت می شه،  وقتی می بینم خاله بخاطر آقاجون گریه می کنه. وقتی چیزهایی رو می بینم که این جا نمی تونم بگم فقط احساس می کنم دیگه تحمل این وضعیت رو ندارم. اونقدر که گاهی فکر می کنم رفتن آقاجون می تونه بهتر باشه!

دلم می خواد برم یه جای دور و اون جا تصادف کنم و حافظه م رو از دست بدم و هیچ وقت هم حافظه م رو به دست نیارم. جایی که نه کسی منو پیدا کنه نه من بتونم گذشته ی خودمو پیدا کنم.

چند سال پیش، آرزوی فراموشی می کردم و بعدتر، وقتی اونقدر حالم خوب شده بود که می خواستم برای زندگی تلاش کنم با خودم گفتم اگه این بار دوباره به جایی برسم که آرزوی فراموشی داشته باشم یعنی خیلی داغون شدم.

و الآن آرزوی فراموشی دارم و خیلی وقته که احساس می کنم اونقدر توی خودم فرو ریختم که دیگه خودم نیستم.

از قرص خوردن متنفرم ولی گاهی فکر می کنم اگه این قرصا بتونن این حجم فشار عصبی و نگرانی رو از بین ببرن دلم می خواد فقط به همین قرص ها پناه ببرم.

اما هنو زنرفتم نسخه م رو بگیرم. از طرفی هم بخاطر قولی که به دکترم دادم مجبورم سه شنبه دوباره یه جلسه باهاش داشته باشم و خوب می دونم اگه بفهمه قرصام رو نخوردم و حتی نرفتم نسخه م رو بگیرم عصبانی می شه.

از این روند سینوسی روحم خسته شدم. از این که یه مدت افسرده و غمگینم و یه مدت شاد و سرحال. از این که هیچ وقت نتونستم اهدافم رو عملی کنم. از این که تو تمام این سال ها همیشه درجا زدم و حتی می شه گفت پس رفت کردم.

به دنیا نگاه می کنم و با دیدن زیبایی هاش خوشحال می شم و میتونم ازش لذت ببرم.اما گاهی با خودم فکر می کنم که واقعا اینا منو خوشحال می کنه یا فقط دارم به شادی تظاهر می کنم؟

خدا هیچ کس رو تنها نمی ذاره اما گاهی تنهایی خیلی شدید می شه.مث الآن! دقیقا همین الآن!


دلم می خواد برای یه بارم که شده کاری رو که شروع کردم تموم کنم. دلم می خواد حداقل این بار جلسات درمان رو کامل کنم تا بتونم به قولم برای شاد بودن عمل کنم!


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

برای ورود به کانال الگرام ما کلیک کنید